13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for ژوئن 2009

0.009

Posted by lord13 در ژوئن 13, 2009

به دوستان زنگ زدم. همه همین را می گویند:رای کروبی:0.9 درصد! این احمقانه ترین چیزی بود که می توانستم ببینم! همین جا می گویم: آقای کروبی من رایم را از شما می خواهم

Posted in اجتماعی, سیاسی | 4 Comments »

تست دمکراسی یا چه طور از تحریم به مشارکت رسیدم!

Posted by lord13 در ژوئن 10, 2009

اول بگم ابدا» انتظار نداشتم کسی نظرات من را دنبال کرده باشد و با این اتفاقی که افتاد به خودم امیدوار شدم!
یکی از خواننده های مطلب قبلی یعنی «چرا رای می دهم ؟» کامنتی گذاشته اینجا و من رو ارجاع داده به یک نظری از خودم که توی وبلاگ اتاق من گذاشته بودم. اون کامنت درباره ی انتخابات مجلس 8 بود که من رای ندادم. هنوز هم اگه به اون شرایط برگردیم رای نمی دهم. چرا که دیدم عملا» هیچ انتخابی در کار نیست. در شرایطی که باید نیروهای قوی وارد مجلس می شدند. هر جا رو که نگاه می کردی کسانی بودند که حتی یک بار در مدرسه شان هم اعتراضی نکرده بودند! شرایط به شدت احمقانه بود چونکه از طرفی باید کسی جلوی این هرج و مرج ناشی از روش های دولت 9 را میگرفت و از طرف دیگر هیچ استراتژی برای این کار نبود و بدتر از آن افراد شرکت کننده در انتخابات بودند. کاندیداهایی به نام اصلاح طلب معرفی شدند که هیچ وقت نامشان را نشنیده بودیم و نتیجه هم مجلسی شد که الان می بینید.
اما امروز
دیشب فیلم محسن مخملباف که 10 سال پیش ساخته شده بود را دیدم: تست دمکراسی که شاید از آوانگارد ترین تجربه ها در زمینه ی یک فیلم سیاسی اما استعاره ای بود. مخملباف می گفت: آن روزها مردم فکر می کردند قدمی با دمکراسی فاصله ندارند ولی کمی بعد وقتی از آن دورشدند نا امیدی کامل آنها را گرفت. نظر مخملباف این بود که با یک رای به دمکراسی نزدیک می شویم ولی نباید آن را هدر داد و رها کرد. نباید بعد از رای کار را ول کرد.
من امروز امیدوار نیستم اما فکر می کنم می توانم با یک رای کمی تعادل خودم را حفظ کنم. من تغییر نکرده ام حس کرده ام که رای ندادن در این مقطع ممکن است ضرر سنگینی داشته باشد. من هنوز حتی با کلیات سیستم مشکل اساسی دارم ولی این دلیل نیست که حرکتی نکنم و منتظر یک نظام دمکراتیک با انتخابات آزاد باشم.
من در دوران خاتمی هم زندگی کرده ام. دیده ام که چه طور روزنامه ها بسته می شدند. چه طور به خاطر سخنرانی ها کتک می خوردیم. چه طور حتی به خاطر مویمان بازداشت می شدیم (بله درباره ی دوران خاتمی صحبت می کنم) اما چیزی که نبود حماقت بود. فضا رو به پیش رفت داشت. با استبداد مقابله نمی شد ولی حداقل حمایت هم نمی شد. اصلا» به همین خاطر است که می خواهم کسی را انتخاب کنم که حاضر است هر بر چسبی بخورد ولی بایستد. امیدوارم من را فهمیده باشید من انتظار زیادی ندارم.
اما درباره ی انتخاب
آیا پوپولیسم خیلی بهتر است از پوپولیسم دروغگو؟ آیا باز هم گول می خورید؟ آیا فکر می کنید کسی که حتی کلمه دمکراسی را به زبان نیاورده می خواهد برای آن تلاش کند؟ آیا باز هم به اهداف رای می دهید یا به روال؟
این را فقط برای ثبت در تاریخ می گویم ولی کسی که حتی مثل خاتمی از حقوق بشر حرف نمی زند واضح است که حتی مثل او هم نمی تواند عمل کند. پس اگر خاتمی به قتل ها به بسته شدن فله ای به رد صلاحیت های گسترده اعتراض نکرد او چه کار می کند؟

Posted in سیاسی | Leave a Comment »

چرا رای می دهم ؟

Posted by lord13 در ژوئن 4, 2009

آلبر کامو نویسنده ی محبوب من در بعضی کتاب هایش مثل بیگانه و یا سقوط بحث های مستقیم یا غیر مستقیم زیادی درباره ی خدا می کند ولی هرگز درباره ی دلایل بی خدا بودن جهان داستان هایش صحبت نمی کند.
من هم می خواستم در این باره مثل کامو باشم اما نشد. یعنی نتوانستم. در جنگ دوم جهانی کمونیسم واقعا» موجود و امپریالیسم جهانی (اسم هایی که از شنیدنشان تهوع پیدا می کنم) با هم متحد شدند تا با فاشیسم نو ظهور مبارزه کنند. این فاشیسم چه بود که این دشمنان خونی را با هم حداقل برای روزهایی آشتی داد؟
آیا دوستان تحریمی ما نمی خواهند برای این خطر نه در کنار دشمنان خونی بلکه در کنار دوستان پیشرو شان قرار بگیرند؟ آیا کسی هست که دفتر تحکیم وحدت را به خاطر مبارزه همیشگی برای حداقل ها برای همیشه در آماج حملات دوست و دشمن بودن ها هزینه دادن ها در راه آزادی ستایش نکرده باشد؟ آیا فکر نمی کنید که آنها به گردن ما حق دارند؟ آیا ما که در خفا نشسته ایم نباید حداقل کاری برای دوستان مدام سیلی خورمان بکنیم؟
میگویند رای دادن مشروعیت دادن است. من می گویم شما با مشروعیت زدایی تان چه کار می خواهید بکنید؟ دیده ایم که حتی وقتی در مجلس هشتم شرکت مردم آن قدر کم بود که رییس سابق مجلس 100 هزار رای هم نداشت آن ها از حماسه ی ملی صحبت می کردند. واقعیت این است که من فکر نمی کنم هر گز مشارکت مردم از آن کمتر بشود ولی حتی اگر هم کمتر بشود نتیجه ای دارد؟
مشروعیت بیشتر یک بحث نظری است تا عملی. مثلا» عدم مشروعیت نظام ها سبب می شود تا نا کارآمد باشند و این سبب فروپاشی است. خب این روال است و در عمل اتفاق می افتد. هرگز این طور نبوده که عده ای سعی کنند مشروعیت را از نظامی سلب کنند آن نظام بوده مشروعیتش را از دست داده است.
دوستان فقط یک مثال بیاورند که یک نظام خودش اعتراف کند من مشروعیتم را از دست دادم پس می روم. این حرف کاملا» خنده دار است اما دقیقا» چیزی است که شما تحریمی های امروز انتظار دارید!
می گویند تقلب هست. بله که هست. پس انتظار داشتید در کشوری که تازه 100 سال از اولین حرکت ضد استبدادی اش می گذرد همه چیز دمکراتیک باشد. آیا فکر نمی کنید که دمکراسی امروز فرانسه محصول یک پروسه چند صد ساله است اما عملا» دمکراسی خواهی در ایران حتی عمر 30 ساله هم ندارد؟ اگر می خواهید در یک انتخابات کاملا» آزاد کاندیدایی که ایده هایتان را نمایندگی کند انتخاب کنید و با اطمینان از سلامت در انتخابات شرکت کنید خیلی زود آمده اید. اینجا ما مبارزه می کنیم تا شهروند و صاحب حق بدانندمان تا شاید نسلها بعد از ما آرمان انتخابات آزاد را داشته باشند.
اگر شما معتقید انتخابات نمایش است حداقلش این است که ما می خواهیم این نمایش را به هم بزنیم اما شما حداکثر کاری که می کنید این است که در همین صحنه ی نمایش سکوت را رعایت می کنید و پاستیلتان را می خورید تا مبادا آسیب نبینید. آیا کاری غیر از این می کنید؟
تقریبا» با تمام استدلال های ابراهیم نبوی در مورد انتخابات (از دلایلش برای رای دادن تا کاندید مورد نظرش) مخالفم ولی حرف خوبی درباره ی تحرمی ها دارد که میگوید:شما تند ترن حرف ها رو می زنید برای اینکه هیچ کاری نکنید. آیا غیر از این است.
شما می گویید نمی خواهید رایتان را هدر بدهید و من می گویم به جای اینکه آن را مثل شما در سطل زباله بریزم در صندوق انتخابات می ریزم. حداقلش این است که احتمال (هر چند در حدود صفر) تاثیر دارد اما در سطل اشغال هیچ چیز جدیدی انتظار شما را نمی کشد.
و در نهایت به این فکر کنید: اگر شما هم نیایید ما این کوه را هل می دهیم شاید اگر شما برای کمک نیایید تعداد بیشتری از ما زیر این کوه له شویم اما روزی که آن را تکان دادیم غرورمان همه چیز را خواهد لرزاند.

Posted in Uncategorized | 6 Comments »