13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for مارس 2009

گاوخونی: قدرت رویا

Posted by lord13 در مارس 19, 2009

بعید می دانم بهروز افخمی بتواند بار دیگر کار خارق العاده ای مثل گاو خونی خلق کند. یعنی شاید تقصیر خودش هم نباشد. گاوخونی یک تقسیم قدرت بی نظیر است بین ادبیات و تصویر.مشابه خارجی گاوخونی فقط شاهکار بی نظیر استنلی کوبریک یعنی 2001: یک ادیسه ی فضایی است. آنجا کوبریک و سیکلارک و اینجا مدرس صادقی و افخمی.
ایده استثنایی است. روی یک صدا تصویر گذاشته می شود. صدا و تصویر در کنار هم فیلم خواهند شد. به همه جزییات توجه شده. افخمی می گفت: در تمام کار نور انعکاسی است هیچ جا روشنی نمی بینیم. فقط رد پایی از نور هست و خود نور نا پیداست. موسیقی کار کاملاً با یک ذهن پریشان مشوش که فرق خیال و واقعیت را نمی داند هماهنگ است. دیالوگ ها کامل و دقیق اند. هر کدام انگار عصاره ی صفحه ها هستند. به اینها فیلم برداری فوق العاده و نماهای بدیع را هم اضافه کنید. تصاویری که همه از زاویه دید شخصیت اول داستان هستند. از نظر یک دیوانه ی آرام.
از یک نقطه نظر فیلم حکایت سقوط یک نفر است ریشه یابی اوست از دلیل نابودی اش. اینکه آب و دیوار ها چه نقش اساسی در زندگی اش داشته اند. اینکه در واقع از ابتدا گرفتار موهومات بوده و اینکه چه طور به جایی رسیده که در بین خوابش خواب می بیند و تازه خودش هم این را می داند!
از نگاه دیگر شاید به بعضی کار های دیوید لینچ هم شبیه باشد. گاهی در کار های لینچ (مثل مالهالند درایو) یک رویا آن قدر خشن و نابود کننده است که انسان را می ترساند. مثلاً در همین فیلم مالهالند درایو گاهی تصاویر کابوسی بیشتر نیست و فیلم ساز این خطرناکی رویا و تخیل کردن را نشان می دهد. البته در این وجه گاو خونی خیلی خشن نیست و بیننده را آزار نمی دهد ولی در سر در گم کردن گاهی موفق عمل می کند و نشان می دهد همین ویا کردن چنان قدرتمند می شود که یک انسان معمولی را به یک موجود که هیچ نقطه ی قابل اطمینانی ندارد تبدیل می کند.
گاوخونی همان طور که خود بهروز افخمی می گوید ارزش بیش از یک بار دیدن را دارد و حتی ارزش این را دارد که در بین 10 فیلم برتر سینمای ایران قرار بگیرد.چرا که در سینمای ایران تعداد کارهای خلاقانه این چنینی (چه در ساختار و چه در فرم) حتی به تعداد انگشتان دست ها هم نیست.

Advertisements

Posted in هنری | Leave a Comment »