13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for فوریه 2008

King Nothing

Posted by lord13 در فوریه 29, 2008

خیلی از طرفداران متالیکا معتقدند که اوج این گروه استثنایی آلبوم (Metallica (1991 است اما بعضی دیگر مثل من آلبوم بعدی یعنی (Load (1996 را بهترین کار آن ها می دانند.
به نظر من در البوم 1991 متالیکا – که به خاطر کاور سیاهش به black album هم معروف است – بیشتر به عامه پسند بودن و تجاری بودن توجه شده ولی در آلبوم بعدی بسیار درخشان تر به طرز بیان جدیدی رسیده اند. مثلا» در یکی از پرفروشترین کار های black album یعنی Enter Sandman به نظر من گروه فقط خودش را تکرار کرده چه در شعر چه در آن بخشی که هتفیلد صدایش تغییر می کند و حتی سولوی گیتاری که بسیار شبیه به Fade to Black ومتاسفانه این تکرار در بیشتر آهنگ ها وجود دارد. ولی در load دیگر این طور نیست و همه تلاش می کنند تجربه ای جدید عرضه کنند مثلا» آهنگ زیبای King Nothing با شعر فوق العاده قوی و صدایی که بسیار قوی کار شده و یک گیتار که کاملا» در خدمت آهنگ است رو برو می شویم:

Then it all crashes down
And you break your crown
And you point your finger
But there’s no one around

Just want one thing
Just to play the king
But the castle’s crumbled
And you’re left with just a name

در این آهنگ که خیلی هم طولانی نیست – حدود 5 دقیقه –صدای هتفیلد آن قدر قوی است که اگر فقط این آهنگ را در مقابل بلک آلبوم بگیریم نتیجه را 10 بر صفر می برد! البته بلک آلبوم آهنگ خوب هم دارد مثل . Nothing Else Matters ویا شاهکار اصلی این البوم یعنی: Wherever I May Roam
loadنقاط قوت دیگری هم دارد مثل اینکه اعضای گروه کمی پخته تر شده اند و از هیجان کاذبی که گاهی اوقات به بدتر شدن کمک می کرد دور شده اند – مثلا» کافی است یک نگاه به اجراهای قدیمی گروه بیندازید تا این را بهتر درک کنید – و باعث محکم تر شدن اشعار نیز شده است. و این را در کاری مثل Bleeding Me یا Until It Sleeps هم می بینیم.
اوضاع همیشه این طور نبود در St. Anger (آلبوم بعدی سال2003 ) گروه دیگر نشانی از آن متالیکایی که One را ساخت نداشت  تغییرات این بار به ضرر این گروه تمام شده و صداها دیگر آن هایی که می خواستیم – و حتی انتظار داشتیم – نبودند فقط می توان گفت که می شود به آینده امیدوار بود به خصوص که متالیکا با ریک روبین هم در حال همکاری است .

Posted in هنری | برچسب‌ها: | 4 Comments »

موسیقی ایرانی : یک توهم ساده

Posted by lord13 در فوریه 27, 2008

تقریبا» تمام کسانی که موسیقی را به طور حرفه ای گوش می کنند قبول دارند که امروز در ایران موسیقی در ضعیف ترین سطحش وجود دارد اما این سوال هست که آیا اصلا» موسیقی ایرانی ایا تا به حال فرا تر از این هم رفته ؟
موسیقی در ازان چه در بعد سنتی و چه در تمام ابعاد دیگر هیچ وقت اوجی نداشته منظورم از اوج زمانی است که افراد مختلف گروه های متعدد در موسیقی باشند وبا هم رقابت کنن بر سر بهتر شدن و دیگری اینکه مرتبط با اجتماعشان باشند.یکی از اشکالات اساسی که مرد بزرگی مثل مشکاتیان از کسانی مثل شجریان می گیرد به همین خاطر است.
اینکه استاد شجریان شعر عاشقانه سعدی را با فلان دستگاه می خواند هرگز ربطی به این جامعه ندارد و صریح تر دیگر متناسب با افراد نیست و به یک جور شوخی می ماند . نکته اینجا است که این افراد که خود را نماد هنر هم می دانند هنر را از اجتماع جدا کرده اند حال آنکه یکی از مهمترین ابعاد هنر اجتماعش است.آن ها راهی را می روند که آن را هنر می دانند ولی اصلا» از بعد اجتماعی هنر هیچ نشانی ندارند. شک نکنید اگر آثاری از شجریان را که با حال و هوای آزادی خواهی اش نشنیده بودم حتی به او استاد هم نمی گفتم.
چند سال پیش یک عده بی سواد فکر کردند که دارند پاپ می خوانند و آن را موسیقی نسل جوان دانستند! این خودش نشان می دهد که آن ها به اندازه کافی و لازم احمق بوده اند. قبول ندارید؟ ببینید آیا می توانید بین طرفداران کریس دی برگ – خدای مطلق پاپ – و سن شان و سن خود خواننده ارتباطی پیدا کیند؟!
بعدش دیدند خیلی داغان هستند اسمش را الکترونیک هم گذاشتند. من خیلی الکترونیک گوش نداده ام خیلی هم از مثلا» الکترونیک ایرانی گوش نداده ام ولی وقتی داخل تاکسی هستی دیگر مجبوری ! به نظر من یکی که اگه همین الان کل موسیقی ایرانی را حذف کنند به هیچ جا بر نمی خورد!
حالا گاهی یک جرقه هایی زده شد مثل سوپر غولی مثل اوهام یا محسن نامجو که البته جدیدا» حال به هم زن شده – مصاحبه هاش رو می گم وگرنه بعضی کارهاش که جدا» عالیه – البته این آقای نامجو یک رفیقی داره به اسم » عبدی بهروانفر » که این طور که از شنیده ها پیداست خیلی کار درسته و الان در ارمنستان داره موسیقی می خونه. امید وارم عمرم برسه و شکفته شدن این نوگل باغ زندگی رو هم ببینیم.

Posted in هنری, اجتماعی | برچسب‌ها: | 7 Comments »

نظام کمونیستی و نظام اسلامی

Posted by lord13 در فوریه 21, 2008

وقتی امپراتوری شوروی کمونیستی سقوط کرد غرب و به خصوص آمریکا تلاش کرد آن را به نام پیروزی برای خودش سند بزند و تا حد زیادی هم موفق بود ولی به نظر من چیزی که باعث شد شوروی سقوط کند این بود که دیگر ایمانشان به کمونیسم را از دست داده بودند یعنی در دل خودشان معتقد نبودند این شیوه برای رسیدن به قله ها کافیست . کاتالیزور این فرآیند شک بود یعنی مردم شک کردند :آیا مارکس درست می گفت؟

این نشان دهنده این است که مردم شوروی با فهم بودند نه به خاطر اینکه عوامل سقوط شوروی بودند بلکه به این خاطر که عاقلانه – و نه کورکورانه – از ایده های حاکمان استفاده می کردند .نمی دانم این شک درست بود یا نه اما می توانم بگویم خوب بود.

نظام ما هم تا حد زیادی به شوروی شبیه است چون بهجای اینکه کمونیسم را راه سعادت بدانیم اسلام را راهنما می دانیم. مردم به آن اعتقاد داشتند و هنوز دارند – چون هیچ واکنشی از نارضایتی نشان نمی دهند –  این جامعه ای است که شک نکرده و شاید تا ابد نکند .شک همیشه چیز جدیدی می سازد ولی همیشه چیزهای خوب از زیر این تیغ سالم بیرون می آیند – اگر با دید عاقلانه بررسی شوند  – تنها چیزی که می شود گفت این است که ای کاش  شک این محرک تفکر در جامعه ییخ زده ما ظهور کند.

Posted in اجتماعی, سیاسی | برچسب‌ها: , | 3 Comments »

صبح زود

Posted by lord13 در فوریه 14, 2008

صبح زود است. هوا هنوز خیلی روشن نیست یعنی نور هست ولی خیلی کم رنگ آسمان آبی خیلی تیره است حتی بعضی جاهایش هنوز سیاه است تا آبی! از خانه بیرون می زنم چه قدر هوا خوب است چه احساس خوبی حس می کنم بعد از مدت ها دوباره زنده شده ام . بوی صبح به مشامم می رسد نسیم ملایمی به صورتم می خورد فکر می کنم هوا ابری باشد .نمی دانمچرا ولی تمامی افرادی که نسبت به آن ها احساس علاقه می کردم جلوی چشمم هستند.تصمیم می گیرم اسمشان را روی دستم بنویسم – این عادت من است – تا وقتی برگشتم یک جوری پیدایشان کنم.فکر می کنم زندگی باید همین باشد همین حس ارام و ساکت هیچ کسی کنارم نیست حتی برخلاف همیشه هیچ چیزی هم در گوشم زمزمه نمی کند نه اندرو لاتیمر نه دیوید گیلمور نه موریسون کل جهان ساکت هستند دیگر یک ماشین از کنارم رد می شود ای کاش می توانسم آن را هم به این حس خوب دعوت بکنم . نه ممکن است تنهایی ام را به هم بریزد .
» فرصت ها برای تو مدام کمتر می شوند ولی تو هنوز نا آگاهی»
راستی چرا سالها این کار را نکرده بودم شاید نمی توانستم درک کنم که بوی چمن ها در این وقت صبح یک آهنگ اسطوره ای است . . .
» زندگی ات را برای چیزهایی تلف کردی که ارزشش را نداشت »
شروع شد . بازهم شروع شد این سوت مدام اولش سوت است ولی کم کم همین طور بلند می شود و شبیه یک بوق ممتد می شود بوق قطع نشدنی .من دوست داشتم انسانی بخوانم دوست نداشتم مهندس بشوم ولی فکرمی کردم چون ریاضی و فیزیک برایم آسان است باید مهندس بشوم. حالا هم هستم ولی احساس رضایتی در خودم نیست.حس می کنم صبح بدی را شروع کرده ام حالتم مثل coming of age از camel شده که به نرمی شروع می شود و هرچه که جلو تر می رود خسته تر و عصبانی تر میشود .برای من هم بهتر است که یک زمینی باشم تا آسمانی.

Posted in شخصی | برچسب‌ها: | 1 Comment »

خشم مقدس

Posted by lord13 در فوریه 10, 2008

چند وقت پیش لینکی در بالاترین دیدم با این موضوع که چرا روشن فکر های ایرانی – با تاکید به نسل بعد از صادق هدایت – همیشه عصبانی هستند و یک تندی عجیبی در آن ها وجود دارد. این نکته هرچند به نظر عجیب است اما تقریبا» عادی است ابراهیم گلستان مثلا» یک نموونه زنده این ذات خشمگین است. همین خشم بسیاری از اوقات باعث می شود به جای حرف زدن با هم بیشتر صاحبان تفکر ایرانی با هم دعوا کنند و همین دعوا باعث تفرقه می شود که در نهایت به ضرر همان روشن فکران است.
اما علت این خشم چیست؟ ابتدا فکر می کردم این نهاد ایرانی است که این عصبیت را با خود دارد بعد این نکته پیش آمد که چرا صاحبان ذهن همگی این طور نیستند! یا چرا درصد آن ها قبلا» کم بوده و پس از اشنایی با فرهنگ های متفاوت تر این طور شده است.نکته در تفاوت مردم است .
وقتی فرانسه یک کشور پر فرهنگ و افسانه ای برای صاحبان ذهن های روشن بود مردم – منظور مردمی است که در کوچه و خیابان هستند – با هم بحث های سیاسی و حتی فلسفی می کردند هنوز هم در پاریس این رگه ها کم و بیش مشاهده می شود اما آیا تهران تا به حال چنین روزگاری داشته؟
اینکه ما ایرانی ها ذاتا» خودمان را در هر کاری استاد می دانیم و از همه ایراد می گیریم به کنار ولی ایا واقعا» بحث های سیاسی ما اصلا» رنگ عاقلانه دارند؟ ایای کسی که می گوید اصلاحات هیچ کاری نکرده اصلا» درباره اصلاحات می داند؟ آیا یک مشت آدم بی سواد کج و کوله که صلاحیت عده ای را رد می کنند – مثلا» خیلی از سطح مردم هم خودشان را بالاتر می دانند – چیزی از انتخابات آزاد می فهمند؟
در ایران هرگز یک نظام خردمند در بین مردم وجود نداشته مردم از همه چیز تبعیت می کنند بدون دانستن دلیل آن انگار تنها چیز غیر مهم دلیل است! آیا ذهن کوچکی که هنوز زن را به عنوان یک انسان نمی تواند بفهمد با مغز یک الاغ تفاوت دارد؟
خب نباید انتظار داشت که وقتی یک نفر برای این افراد حرفی می زند از آنها صدای درست و حسابی در بیاید.حماقت سالهاست جامعه را فراگرفته و به سادگی و با چند نسل گردش اکنون در بیشتر عرصه های نظام وارد شده به طوری که آن را مثل یک پیکر کثیف و کرم خورده کرده است خیلی ساده است اگر جلوی سم پاشی هم گرفته شود به سادگی – وبه دست خودش – این پیکر می پوسد و لباس های کثیفش – که روزی پاک و معطر بودند – برای ایندگان بی ارزش و آلوده می شود.

Posted in اجتماعی | برچسب‌ها: | 2 Comments »

کتاب های نیمه تمام

Posted by lord13 در فوریه 6, 2008

دوست خوبم ققنوس من را به بازی کتاب های ناتمام  دعوت کرده از قرار معلوم باید درباره کتاب هایی که می خواستیم بخوانیم و نخواندیم بگوییم.

کتابی که چند بار زور زدم تمامش کنم و فکر کنم پر سابقه ترین در این زمینه برای من باشد «کیمیاگر» است که هر چند شروع خوبی داشت ولی آن قدر بد ادامه پیدا می کرد که دیگر حوصله ام را از دست دادم و بی خیال شدم. بعد از آن نمی دانم آن کتاب را کجا گذاشتم اصلا» یادم نیست! قبلا» هم درباره اش نوشته ام : کیمیاگر وارفته!

من این کتاب را به امید این شروع کردم که یک کتاب خوب مثل «چون رود جاری باش» می خوانم و نمی دانستم که پائولو کوئیلو این قدر ضعیف می شود – شاید هم خیلی ضعیفم – به نظر من تفاوت نویسنده در این دو کتاب خیلی زیاد است .

یکی دیگر از کتاب های نیمه تمام «نظام حقوق زن» در اسلام نوشته مرتضی مطهری است. تخصص این کتاب و شاید بیشتر کتاب های برادران روحانی این است که به طرز عجیبی مغز و اعصاب شما را خط خطی می کنند و مغر شما را زیر ضربات پیاپی گوشت کوب می گیرند.

کتاب را که شروع کردم گفتم با یک روشنفکر طرفم ولی دیدم بیشترش چرند است نویسنده به دنبال رفع مشکلات مردان است تا پرداختن به نظام حقوق زنان!

در دو روزی که سعی می کردم این کتاب را تمام کنم مغزم به شدت مشغول بود و مدام بوق اشغال می زد خلاصه ان قدر عصبانی شدم و خونم به جوش آمد که قید پولی را که برایش داده بودم را زدم و راحت از شیشه ماشین انداختم پایین!

من هم چند نفر را دعوت می کنم هر چند شاید تا به حال دعوت شده باشند :

وب نوشته های کمال

شبستان

i still beleive in love (ناخدای تنها)

شباهنگ (این یکی رو بعید می دونم بنویسه)

Posted in شخصی | برچسب‌ها: | 1 Comment »

انقلاب «اسلامی»

Posted by lord13 در فوریه 5, 2008

غیر ممکن است یک ایرانی باشید و تصاویر مربوط به انقلاب را ندیده باشید.شعار ها عکس ها راه پیمایی ها همگی بخشی از تاریخ یک ملت هستند همانطور که کوروش بود و دقیقا» همانطور که ما هستیم.اما چیزی که می توان از بین آن حالات فهمید این است که مردم هرچه قدر به فکر سرنگونی رژیم شاه بودند اصلا» به فکر ایجاد رژیم نبودند .به وضوح زمان به سر رسیده بود و شاه دیگر در ذهن عامه و توده های مردم جایی نداشت اما نگاه آن ها به شاه چه گونه بود ؟ آیا  – آن طور که امروز سعی می شود گفته شود – مردم از دیکتاتور بودن شاه ناراضی بودند؟ اصلا» از آن آگاه بودند ؟ من در این قضیه شک دارم. ولی یقین دارم که عامه ی مردم هیچ اطلاعی از نظام اینده نداشتند این را حتی از شعار هایشان هم می شود فهمید آن ها بر علیه شاه رای می دادند ولی نمی گفتند چه می خواهند.جالب است که امروز هدف آن ها را آزادی نام گذاری می کنند چون همه می دانیم پس از انقلاب بود که به طرز افراطی جلوی نه تنها مخالفین بلکه دگر اندیشان هم گرفته شد! اگر شاه مخالفان را آزار می داد ما امروز دوستان خودمان را که فقط برای بهبودی کشور می کوشند را در بند می بینیم! این احتمالا» در ذهن هیچ کدام از آن شعار دهنده ها نبود.ولی نباید در دام این فکر بیفتیم که شاه بهتر بود یا امام؟ چون این سوال اساسا» برای انقلاب چی ها مطرح نبود. آنها از شاه متنفر بودند (به هر دلیلی) وبرای مبارزه به یک پشتوانه نیاز داشتند این پشتوانه یا کتاب های مارکس بود یا امام! به همین خاطر در لحظه ی انقلاب هدف آن ها یکی بود.

اینجا بود که امام به عنوان یک سیاستمدار واقعی وارد می شود و با استفاده فوق العاده از حمله به سفارت آمریکا به جهانیان نشان می دهد که یک عده مذهبی انقلاب کردند و دقیقاگ از اینجاست که حذف تمامی دوستان پیش از انقلاب آغاز می شود و همه منافق نام می گیرند حتی چپ ها هم بد نام می شوند.

جالب این نام انقلاب «اسلامی» است که کاملا» با زیرکی گذاشته شده و ناخود آگاه هر روز تاکید هم می شود این یعنی «ما بودیم و هیچ کی نبود» یعنی حذف چپ ها با آن قدرت تسخیر عجیب ذهن های جوان های آن دوره.

Posted in اجتماعی, سیاسی | برچسب‌ها: , | 1 Comment »

ایران 1400

Posted by lord13 در فوریه 1, 2008

با اقدامات فرهنگی دولت در این چند ساله که بعید هم نیست تا 1400 هم طول بکشد آینده فرهنگ ما از این فراتر نخواهد بود:

دیروز کنسرت استاد مسلم آواز ایرانی علیرضا افتخاری معروف به علی عشقی در کفتر آباد افغانستان برگزار شد.این کنسرت  با اجرای محمد طبلی (طبل) علی قلی (دو قل) و حجت الاسلام والمسلمین والمسلمات و … دی جی اسلامیک برگزار شد.استاد آواز هایی را با تاکیدبر اثار قدیمی خود اجرا کردند .از نکت جالب اجرای آهنگ عشقتو بخورم پس از 5 سال بود که تماشاگران را به وجد آورد به طوری که طبق امار رسمی بیش از 70 نفر در حال قر دادن دیده شدند!

مراسم بزگداشت استاد فیلم سازی آقای جلیلی در حسینیه ارشاد هفته پیش برگزار شد.استاد در دوران کاری خود 400 فیلم ساخت که 70 اسکار و 250 نخل طلای کن و جوایز بسیار دیگری برده به طوری که خودش اعلام کرده:» آن قدر شیر و بز طلایی و نقراه ای برده ام که تصمیم دارم یک باغ وحش راه بیندازم!» در این مراسم فیلم حافظ  ایشان برای اولین بار نمایش داده شد مدت این فیلم 67 ثانیه بوده است خود استاد گفتند:» من خودم هم کفم بریده که چه طور فیلم 2 ساعته ام را این قدر کوتاه کرده اند!»

داریوش مهرجویی فیلم جدید خود «مهمان عمه ی خاله» را کلید زد پس از موفقیت سری فیلم های مهمان که از بهترین های آن ها می توان به مهمان دخترخاله و مهمان پسردایی زن عمو اشاره کرد. این فیلم ساز از عنوان جدیدی که برخی منتقدین دل سوز به او می دهند یعنی فیلم ساز تجاری ابراز ناراحتی کرد و گفت:»ببینید لعنتی ها شما هم اگر عرضه داشتید می ساختید پس خفه بشید»

پروژه ی وب ملی به اتمام رسید و تمامی سایت های بی ادب و وابسته به همت برادران سازمان انتحارات سپاه و سربازان گمنام امام زمان منفجر شدند.هم اکنون  کاربران می توانند از سایت های محتوایی و اسلامی خوبی مثل :کیهان و کیهان بچه ها و کیهان خیلی بچه ها و کیهان دیگران و … استفاده کنند به گفته مقام مسئول تعداد این سایت ها از انگشتان دست بیشتر و از انگشتان دو  پا کمتر است وی افزود:»تازه همین ها هم از سرشان زیادیه.»

اجرای جدید محسن نامجو به زودی در قالب دو cd پخش خواهد شد این مداح با سابقه که از شاگردان مرحوم حاج منصور قطری است یک مداحی جدید با نام عزیزان همه فدای انقلاب را در حسینیه تربت جامی های مقیم تهران برگزارکرد و با نام دوست داریم انقلاب پخش خواهد کرد.

Posted in اجتماعی, طنز | برچسب‌ها: , | 3 Comments »