13

خوانش انتقادی همه چیز

Posts Tagged ‘من ساده’

این منم ساده و بی آرایش

Posted by lord13 در نوامبر 9, 2007

صبحونه عزیز چند وقت پیش من را به یک بازی دعوت کرد ولی چون خیلی گرفتار (و بیشتر از اون کلافه) هستم حالا داخل بازی می شوم

خودتو معرفی کن: سیاوش امیدیار – البته این سوال زیاد مهمی نیست ولی من معتقدم که اگر کسی چیزی می گوید و کاری می کند باید به آن معتقد باشد و برای آن دلیل منطقی داشته باشد و چون دلیلی برای مخفی کردن اسمم ندارم گفتم!

فصل و ماه مورد علاقه:فصل پاییز که عاشقانه دوستش دارم وشاید به خاطر اینه که تمامی دوران عمرم مثل اون زرد و بی حاصله  ولی ماه اردی بهشت به خاطر طراوتش.

رنگ تو: سیاه و سفید و بین آن ها همه چیز مزخرف است چون رنگ های دیگر را ترسو می دانم رنگ هایی که استقلال ندارند و گاهی به این و گاهی به اون می چسبند.

غذای مورد علاقه: باور کنید حالا هیچ غذایی را دوست ندارم و اصلا» تفاوتی نمی کند البته بچگی ها فسنجون را دوست داشتم ولی حالا یادم نمی آید چرا؟!

موسیقی مورد علاقه:  rock,opera البته فارسی کمتر گوش می کردم ولی به یمن وجود محسن نامجو کمی آشتی کرده ام وشجریان و ناظری هم گوش می کنم از بتهوون و موزارت هم خیلی و هر وقتی گوش می کنم.

بدترین ضدحالی که خوردی: زندگی به من یک ضد حال گنده زد و اون هم بیرون انداختن من از جمع دوستانم بود به طوری که حالا تک و تنها هستم حتی چند ماه است پدر و مادرم را هم ندیده ام.به نظر خودم اینکه بعد از این همه سال اینقدر تنها هستم بد ضد حالی است دیگه!

بزرگترین قولی که دادی:وقتی 18 سالم بود با دوتان به هم قول دادیم که هیچ وقت همدیگر را ترک نکنیم و هرگز عوضی نشویم من هرگز عوضی نشدم ولی نتوانستم پیش بقیه بمانم و …

ناشیانه ترین کاری که کردی: چند سال پیش وقتی مثل این روزها خیلی خسته و نا امید بودم از ایران رفتم پیش پدرم 2 سال از عمرم رو اونجا گذروندم و وقتی برگشتم هیچ چیز جدیدی نداشتم تازه کسانی که موقع رفتم برای من دست تکان می دادند دیگر حتی به من سلام هم نمی کردند.

بهترین خاطره:خیلی حافظه خوبی ندارم ولی جدیدیترین خاطره ام این بود که دیشب دوستم زنگ زد و گفت که حال سامان خوب شده و احتمالا» بعد از دوران نقاهت چند روزی بیاید پیش من ای کاش بشود .این طور خاطراتی خوش دوباره برایم زنده می شوند…

بدترین خاطره: اینکه هنوز نفس میکشم

کسی هست که بخواهی که ملاقاتش کنی:آره کسی که سالهاست عاشقانه دوستش دارم چه روز های خوب چه روزهای بد دوستش داشته و دارم کسی که وقتی به ماه نگاه می کن وقتی زیر باران راه می روم دیوانه ام می کند و می خواهد پوستم را در بیاورد و بیرون بزند کسی که قسم می خورم روحم به او محتاج ترین است:فرشته مرگ

برای کی دعا می کنی:برای هیچ کس چون اگر دعا کنم خدا به خاطر اعصاب خردی اش از من بیچاره اش می کند !

موقعیت در 10 سال آینده: همیشه جریان زندگی ام ناگهانی تغییر کرده ولی فکر می کنم 10 سال دیگر هم مثل الان باشم .

از چه شخصیت هایی خوشم میاد: از سهراب سپهری شاملو نیما پاواراتی(خدا بیامرز) محسن مخملباف و از اریک کلپتون چون از اوج اعتیاد و نابودی خودش را بالا کشید.

خب این من بودم ساده و بی آرایش فکر می کنم کمی سبک شدم.

Advertisements

Posted in شخصی | برچسب‌ها: | 4 Comments »