13

خوانش انتقادی همه چیز

Posts Tagged ‘ایران’

بازگشت عالیجناب

Posted by lord13 در مه 21, 2008

قانون ها به راحتی شکسته می شود و افراد خودشان را ملزم به آن نمی دانند. کارهای فرا قانونی انجام می شود. خسرو خوبان دوباره به دفاع از محبوبش می پردازد. دستگیری ها انجام می شود ولی تلاش ها برای ازادی نتیجه ندارد. مردم در خوابند. باز هم در کیهان عده ای به ارتداد و ضد انقلابی بودن متهم می شوند. به جای مستند «هویت» که یک بار پخش شد هر شب 20:30پخش می شود. روزنامه های مستقل وجود ندارند و آن هایی هم که هستند یا سرشار از گاف های ساده لوحانه اند عاقلانشان هم مجبورند نصفه و نیمه حرف بزنند تا در تاریکی به زندگی حقیرشان ادامه بدهند.صدای قهقهه ای مستانه ای به گوش می رسد انگار هر دقیقا» 10 سال به عقب برگشته ایم. تاریکخانه ها دوباره به کار افتاده اند مواظب باشید!

Advertisements

Posted in Uncategorized | برچسب‌ها: , , | Leave a Comment »

اقتصاد دینی: تناقضی رفع نشدنی

Posted by lord13 در آوریل 11, 2008

وقتی دین وارد نظام می شود می نوان انتظار داشت که در بیشتر موراد دیگر هم اثرش را نشان بدهد و یکی از مهمترین آن ها اقتصاد است . بعضی ها می گویند باید راه دین را در اقتصاد طوری ایجاد کرد که خرابی ایجاد نکند ولی به نظر من این حرف فقط از دهان کسی بیرون می اید که اصلا» با ذات دین آشنا نیست. دین یک شکل دارد و همیشه این طور است اصلاح و روش هم سرش نمی شود وقتی پایش به اقتصاد باز شود دیگر کارش هم نمی شود کرد.
از سطحی ترین تبعات ورود دین به اقتصاد می توان از محدودیت در برخی تجارت ها صحبت کرد چیز هایی که دین آن ها را ممنوع کرده که اغلب هم تجارت های فوق العاده پر سودی هستند . اما این سطحی ترین بخش ماجرا است چرا که به سرعت نظریات اقتصاد دینی هم اختراع می شوند و توسط نیروهای متعصب هم فشار برای اجرای ان ها بیشتر می شود و مثلا» در شرایطی که ییک اقتصاد دان خصوصی شدن را برای درمان تجویز می کند دین به بهانه ایجاد عدالت از ان جلوگیری می کند این در اصل نخستین جرقه ها برای برخورد دین و عقل است.افرادی که روشی خلاف دین پیشنهاد می کنند به کافر بودن متهم می شوند و متخصصان دینی هم به بی عقلی مشهور می شوند . آن چیزی که در این میان به دست فراموشی سپرده می شود یافتن درمان برای این اقتصاد بیمار است . همین بن بست است که سالها ایران را در بدترین وضعیت نگه داشته است. کشوری که می توانست به پشتوانه ی فروش نفت و گرانی آن در این چند سال به یک غول در منطقه تبدیل بشود حالا مثل پیکر نیمه جان تشنه ای است که در حال خفه شدن زیر آب است.

Posted in اقتصادی, اجتماعی, سیاسی | برچسب‌ها: , , | 3 Comments »

انقلاب «اسلامی»

Posted by lord13 در فوریه 5, 2008

غیر ممکن است یک ایرانی باشید و تصاویر مربوط به انقلاب را ندیده باشید.شعار ها عکس ها راه پیمایی ها همگی بخشی از تاریخ یک ملت هستند همانطور که کوروش بود و دقیقا» همانطور که ما هستیم.اما چیزی که می توان از بین آن حالات فهمید این است که مردم هرچه قدر به فکر سرنگونی رژیم شاه بودند اصلا» به فکر ایجاد رژیم نبودند .به وضوح زمان به سر رسیده بود و شاه دیگر در ذهن عامه و توده های مردم جایی نداشت اما نگاه آن ها به شاه چه گونه بود ؟ آیا  – آن طور که امروز سعی می شود گفته شود – مردم از دیکتاتور بودن شاه ناراضی بودند؟ اصلا» از آن آگاه بودند ؟ من در این قضیه شک دارم. ولی یقین دارم که عامه ی مردم هیچ اطلاعی از نظام اینده نداشتند این را حتی از شعار هایشان هم می شود فهمید آن ها بر علیه شاه رای می دادند ولی نمی گفتند چه می خواهند.جالب است که امروز هدف آن ها را آزادی نام گذاری می کنند چون همه می دانیم پس از انقلاب بود که به طرز افراطی جلوی نه تنها مخالفین بلکه دگر اندیشان هم گرفته شد! اگر شاه مخالفان را آزار می داد ما امروز دوستان خودمان را که فقط برای بهبودی کشور می کوشند را در بند می بینیم! این احتمالا» در ذهن هیچ کدام از آن شعار دهنده ها نبود.ولی نباید در دام این فکر بیفتیم که شاه بهتر بود یا امام؟ چون این سوال اساسا» برای انقلاب چی ها مطرح نبود. آنها از شاه متنفر بودند (به هر دلیلی) وبرای مبارزه به یک پشتوانه نیاز داشتند این پشتوانه یا کتاب های مارکس بود یا امام! به همین خاطر در لحظه ی انقلاب هدف آن ها یکی بود.

اینجا بود که امام به عنوان یک سیاستمدار واقعی وارد می شود و با استفاده فوق العاده از حمله به سفارت آمریکا به جهانیان نشان می دهد که یک عده مذهبی انقلاب کردند و دقیقاگ از اینجاست که حذف تمامی دوستان پیش از انقلاب آغاز می شود و همه منافق نام می گیرند حتی چپ ها هم بد نام می شوند.

جالب این نام انقلاب «اسلامی» است که کاملا» با زیرکی گذاشته شده و ناخود آگاه هر روز تاکید هم می شود این یعنی «ما بودیم و هیچ کی نبود» یعنی حذف چپ ها با آن قدرت تسخیر عجیب ذهن های جوان های آن دوره.

Posted in اجتماعی, سیاسی | برچسب‌ها: , | 1 Comment »

تعدد زوجات

Posted by lord13 در ژانویه 12, 2008

من مرتضی مطهری را وقتی از برخی نکات فرهنگ غرب انتقاد می کند دوست دارم ولی هنگامی که می خواهد از اسلام دفاع کند خیلی ۀسمان ریسمان می بافد که البته طبیعی هم هست چون او با دید علاقه مند به اسلام نگاه می کند.

در کتاب نظام حقوق زن در اسلام می نویسد:

راسل می گوید یک روز صبح برای دوچرخه سواری بیدار شدم و احساس کردم که دیگر آلیس را دوست ندارم …

و مطهری  از آنجا  نتیجه می گیرد که راسل به راحتی معشوقه اش را رها می کند و دیگری را انتخاب می کند و او را با یک مرد مسلمان مقایسه می کند که نمی تواند به راحتی چنین کاری بکند و آن وقت مسئله تعدد زوجات را شاید توجیه و راه حل عقد موقت را پیشنهاد می دهد.

از نظر من درست است راسل نمی تواند به راحتی خرده بگیرد و تعدد زوجات را احمقانه بداند ولی آیا آلیس هم  وضع زن ایرانی را دارد؟ خیر زن ایرانی دیگر یا هوو است یا مطلقه که هیچ کدام صورت خوشی ندارند هر دو تحقیر می شوند چه از سوی خانواده چه از سوی جامعه اما آینده آلیس تقریبا» از طرف هیچ عامل خارجی تهدید نمی شود خب این تفاوت دو جامعه است که به وضوح نشان می دهد در دو جامعه نمی توان یک راه کار را اعمال کرد و انتظار نتیجه را داشت .

نتیجه گیری اینجاست که اگر خواستیم یک مسئله را حل کنیم نه می توانیم از راه حلی که هزار سال قبل اسلام داده (حداقل به آن شکل با متد قدیمی) استفاده کنیم و نه می توانیم کپی از روش غربی را اعمال کنیم ما باید به دنبال راه حل خودمان برای خودمان باشیم

Posted in اجتماعی | برچسب‌ها: , , , , | 5 Comments »