13

خوانش انتقادی همه چیز

Posts Tagged ‘اصلاحات’

نقدی بر یک گفتگو

Posted by lord13 در ژوئن 18, 2008

چند روز پیش یک گفتگو از عباس عبدی و سعید حجاریان در سایت عباس عبدی منتشر شد اگر هنوز نخوانده اید پیشنهاد می کنم اینجا بخوانید.
این از معدود صحبت هایی است که سعید حجاریان طی این چند وقت انجام داده. مثل همیشه ارتباط کم و کوتاهش را حفظ کرده از جواب سوال ها طفره می رود و بیشتر نقش یک آدم خسته را بازی می کند. بر خلاف او عباس عبدی است که تلاش می کند چیزی از زیر زبان حجاریان بیرون بکشد ولی خیلی موفق نیست.یکی از نکاتی که حجاریان اشاره می کند درباره ی عبدالله نوری است و اینکه شاید کاندید جبهه ی مشارکت باشد. به نظر من ایده ی خوبی است ولی به شرط اینکه شورای نگهبان را در نظر نگیریم! چرا که به یقین رد صلاحیت می شود.عبدالله نوری یکی از کسانی است که باید از وجودش استفاده ی کامل بشود چون نه تنها کاملا» به قانون آشناست بلکه یک شخصیت دمکراسی طلب بالفطره است.(حتما» اگر متن دفاعیاتش را در دادگاه ویژه خوانده باشید این راتایید می کنید) ویژگی مهم دیگرش این است که او یک روحانی است و اتفاقا» از کسانی است که نزد امام هم وجهه ای فوق العاده داشته است. پس عاقلانه است که یکی از فعال ترین اعضا همین آقای عبدالله نوری باشد که مدت ها است ساکت نشسته و هرچه به او تهمت می زنند هیچ تکانی نمی خورد! شاید اگر تعداد روحانیون این چنینی به اندازه ی تعداد انگشتان دست بود وضع خیلی فرق می کرد.
نکته ی دیگری که حین گفتگو اشاره می شود خود جبهه ی مشارکت است. جبهه وقتی تشکیل می شود که همه یک دشمن داشته باشند در این راه ممکن است شما با یک دیگر از دشمنانتان هم سنگر بشوید ولی در ان موقع هم انتظار پایان این نبرد را می کشید. جبهه ی مشارکت باید چند ماه بعد از پیروزی دوم خاتمی شکسته می شد و در آن 4 سال برای بهبود اوضاع تلاش می شد تا امروز تفرق جزیی بها چاله ی بزرگ تبدیل نمی شد. این جبهه موجب شده که سربازانش خسته از این نبرد فرسایشی دست از تلاش کشیده و حالا در سنگر ها و با خودشان مبارزه می کنند و دشمن مشترک که فراموش شده با قدرت به پیش روی ادامه می دهد. ولی حالا هم هنوز خیلی دیر نیست – شاید دیر باشد – بهتر است روی خود جریان اصلاحاتت تمرکز بشود به جای انتخابات و اگر نه آن قدر ازاجتماع و قدرت فاصله می گیرند که حذف آن ها هیچ دردی در اجتماع ایجاد نمی کند. به علاوه خود جبهه هم خیلی خوب عمل نمی کند و نه تنها در طول سال فعال نیست بلکه فقط در هنگام انتخابات ها گرم می شود. خبری از جلسات بیرون نمی آید. این یعنی جامعه توانایی شنیدن و نقد کردن افکارشان و استدلال هایشان را ندارد. در واقع خودشان را علم محض و مبنای رفتار می دانند و از پس این جلسات مخفی یک اسم به مردم معرفی می شود و انتظار دارند که استقبال هم بشود.صریح تر اینکه انتظار تقلید کورکورانه دارند.
نتیجه اخلاقی اش را Maynard Keenan می گوید:
I am not innocent.
You are not innocent.
No one is innocent.

Advertisements

Posted in اجتماعی, سیاسی | برچسب‌ها: , , , , | Leave a Comment »

از ماست که بر ماست :اصلاحات نگاهی از درون

Posted by lord13 در مه 23, 2008

چه اتفاقی افتاد که آن بیست میلیون نفر دیگر پیدایشان نیست!
وقتی خاتمی برنده انتخابات شد همه خوشحال بودیم که بالاخره گامی به جلو برداشته ایم. دیگر می توانیم به حاکمان با سوادمان امید داشته باشیم. ولی چه شد که این حاکمان کتاب خوانده ی ما اکنون هیچ محلی از قدرت نیستند و انگار مثل آفت از مزرعه جمع شده اند؟
اساسی ترین علت شاید این بود که جامعه ی مدنی شکل نگرفت . نتوانستند احزاب مستقل از دولت را ایجاد کنند. روزنامه ها پایدار نماندند. به نظر من جریان اصلاحات نتوانست بر جامعه ی عام ایرانی کمک کند تا بینش سیاسی اش را تقویت کند. احزاب در عضو گیری سست بودند و اکنون به جایی رسیده ایم که حزب و حزب بازی تقبیح می شوند و کلماتی هستند که انگار بار منفی دارند راحت تر بگویم جامعه ی مدنی پدید نیامد.!
مردم از سیاست گریزان شده اند چرا که دولت های اصلاحات نتوانستن جامعه ی مدنی را تکمیل کنند. یقین دارم که اگر فقط احزاب مستقل و دارای رسانه های قوی و کارا بدون وابستگی به دولت به وجود می آمدند ما همین الان 100 گام جلو تر بودیم و بی شک ظهور پوپولیسم غیر ممکن بود..
ایراد دیگر هم این بود که جریان اصلاحات مثل شتر سواری که شتر خودش را نمی شمارد شده بود به این معنا که از همه چیز انتقاد می کرد و عیب همه جا را با راه حل می داد ولی هرگز به خودش نگاهی نداشت و خودش را ارزیابی نمی کرد و این پاشنه ی آشیل بدی بود چرا که روز به روز ضعیف تر می شدیم ولی هنوز فقط به قله نگاه می کردیم و لحظه ای برای تجدید قوا ایست نکردیم. ای کاش نقد از درون را به جای امروز چند سال زودتر شروع می کردیم!
به همین خاطر است که الان سهم خواهی در این جریان به طورز غریبی مانع از اتحاد است حتی در شریایطی که هیچ جایی هم در قدرت ندارند. گاهی دو سه نفرخودشان را حزب نامیده اند. یا کسی بدون هیچ مرامنامه ی خاصی حزب تاسیس می کند.به عبارت دیگر این تفکر ها نیستند که سهم می خواهند بلکه اشخاصند. به جای اجماع حول تفکر اصلی دوم خرداد حول خاتمی جمع می شویم و حتی بدتر آن که بعد او را کنار می گذاریم!
اگر اتفاق خیلی عجیبی نیفتد وبزرگان باز هم بین خواسته های اولیه شان گیر کنند و باز هم بی سوادیشان گل کند هیچ امید به انتخابات بعدی نیست و شاید اصلا» این پایان عمر اصلاحات باشد!

Posted in Uncategorized, طنز | برچسب‌ها: , | 1 Comment »