13

خوانش انتقادی همه چیز

مهرجویی:کسی که از اول هم کسی نبود!

Posted by lord13 در اوت 16, 2008

از نظر من مهرجویی یک فیلمساز متوسط است که فیلم های مخاطب پسند یا عامه می سازد. البته فرقش با بقیه ی احمق هایی که فیلم هایشان سینما های تهران را قبضه کرده این است که به معنی اصلی فیلم عامه پسند می سازد.مثلا» یک زمانی می اید فیلم کمدی اجاره نشین ها را می سازد که جامعه به کمدی احتیاج دارد. همیشه از چیزهایی در فیلمش استفاده می کند که فروششان را تضمین کند.از این جهت می شود گفت فیلم هایش اگر چه خیلی دلچسب نیستند ولی می شود یک بار آن ها را تحمل کرد. این خودش چیز کمی نیست. امروز که در ایران نشان دادن صد دقیقه ای یک دختر و پسر بدون دیالوگ خاصی فیلم نامیده می شود اینکه بتوانید یک فیلم را یک بار ببینید خودش کلی است. فیلم هامون مهرجویی باعث شده بعضی دچار این توهم شوند که مهرجویی یک کارگردان مولف و قوی است ولی همانطور که گفتم از نظر من این یک توهم است. هامون زمانی ساخته شد که کسی به این طور مسایل و این ریخت تدوین توجه نمی کرد به همین خاطر کار نویی بود و با توجه به مضامینش توجه خیلی ها را جلب کرد. درست مثل سنتوری آخرین کار مهرجویی که به نظر من نشان داد که او به کلی توانش را برای حتی همان فیلم های عامه پسندش از دست داده است. وقتی مهرجویی سارا را می ساخت و مدل ایرانی خانه عروسک را تحویل مخاطب می داد می شد او را برای تعریف کردن داستان در چارچوب جدیدی تحسینش کرد ولی سنتوری جای هیچ شکی باقی نمی گذارد که مهرجویی از هر چیزی بهره می برد تا فقط فیلمش بفروشد بدون توجه به خوبی و بدی اش. این تند روی دوران زوالش را نوید می دهد. شاید برگشتن به همان ملقمه ی کپی و المان های عامه پسند بهترین راه حل برایش باشد.
این ها را گفتم برای این نتیجه: احمقن کسانی که مهرجویی را با کیارستمی یا حتی امیر نادری مقایسه می کنند.

Advertisements

3 پاسخ to “مهرجویی:کسی که از اول هم کسی نبود!”

  1. با تو موافق نيستم. شخصاً دايره‌ مينا را يكي از برترين فيلم‌هاي تاريخ سينماي ايران مي‌دانم. گاو، اجاره‌نشين‌ها، هامون، بانو و آقاي هالو هم جايگاه رفيعي در سينماي ايران دارن. نتيجه مي‌گيرم كسي كه اين همه اثر قابل توجه از خود در تاريخ سينماي ما ثبت كرده امكان نداره هيچ‌وقت كسي نبوده باشه.
    در مورد كساني كه احمق فرض كردي تا جايي كه من ديدم، معمولاً مهرجويي رو با كيميايي، تقوايي و بيضايي مقايسه مي‌كنند، تا حالا به چنين مقايسه‌اي كه تو مي‌گي يعني مهرجويي با كيارستمي برنخوردم.

  2. سلام دوست عزيز،
    در مورد مهرجويي با تو هم عقيده ام كه فيلمساز مولف نيست، فكر نمي‌كنم طرفدارن دو‌اتيشه اش هم چنين ادعايي داشته باشند. اما اينكه هميشه صحبت از اين شده كه آثارش كپي است را قبول ندارم، يعني بين كپي و برداشت تفاوت قايلم. به عنوان مثال بانو برداشتي آزاد (و اتفاقاً قابل تامل) از ويردياناي بونوئل است و نه يك كپي. حتي سارا هم كه در ميان آثار مهرجويي بيشترين نزديكي را به اثر اصلي، خانه عروسك ايبسن دارد بازهم يك كپي صرف نيست. حتي فكر مي‌كنم وام گرفتن از آثار كلاسيك ادبيات و نمايش و سينماي جهان امر ناپسند كه نيست بايد تشويق هم مي‌شد، حتي استيون سودربرگ كه در مولف بودنش شكي نيست، اثري مثل «يازده يار اوشن» رو بازسازي مي‌كنه. البته بايد بگم كه ايكاش مهرجويي در تيتراژ اينگونه‌ آثارش به منبع الهام، برداشت و يا كپي اشاره مي‌كرد تا هم اداي دين انجام شود، هم به حقوق مولف پاي‌بند باشد و هم باعث ايجاد انگيزه در مخاطب براي آشنايي با اثر اصلي گردد. اينكه احساس بشه مهرجويي قصد داره اثري مثل خانه عروسك رو با استفاده از ناآشنايي مخاطب به نام خودش تموم كنه آزار دهده هست.
    فقط يك نكته: باشو غريبه كوچك اثر استاد بيضايي هستش.
    حتماً مطلب هم مي‌نويسم. ممنون از لطفت

  3. ناشناس said

    ل6876ال

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: