13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for 1 اوت 2008

1900 زندان شاوشانک

Posted by lord13 در اوت 1, 2008

«افسانه ی 1900 » و «رستگاری از شاوشانک» دو تا از بهترین فیلمهایی هستند که در عمرم دیده ام. خیلی هم به هم شباهت دارند و کاملا» هم مجزا هستند. افسانه ی 1900 داستان آدمی است که فقط در داخل یک کشتی زندگی کرده و جالب اینکه در دنیای خارج از کشتی اصلا» وجود ندارد.از بین تمام موضوعات ریز و درشتی که فیلم به آنها اشاره می کند یک موضوع خیلی بزرگتر است و آن مسئله ی خروج از کشتی است. مرد با اینکه زندگی برایش کاملا» مهیا است و حتی خودش هم می خواهد از آن بیرون برود نمی تواند و دلیلش هم بزرگ بودن دنیاست.بخش ترسناک دنیا برایش جاهایی است که نمی تواند ببیند. او یک پیانیست است و می گوید با کلید های محدود بی نهایت آهنگ خلق کرده ولی نمی تواند با بی نهایت کلید دنیای واقعی یک آهنگ ایجاد کند.»یک خیابان از بین همه خیابان ها ,یک همسر از بین تمام زن ها» انتخاب هایی محدود از بین چیز های نا محدود او را در گردابی فرو می برد که خلاصی ندارد و در پایان مرگ در کشتی را به زندگی در خشکی ترجیح می دهد.
اما در رستگاری از شاوشانک مرد خواهن خلاصی است او با تمام تلاش می خواهد بیرون برود.برای او مهم انتخاب ها نیست برای او امید مهم است.یک انسان به علاوه امیدش به رهایی. در واقع او پاسخ سوالات قهرمان داستان افسانه ی 1900 را با خودش دارد و در عوض کسی مثل رد و یا بروکس دو نفری هستند که در واقع همان قهرمان داستان قبل اند.بروکس پیرمردی است که در دنیای بیرون جایی ندارد و در وافع بیرون رفتن از زندان برای او رنج آور ترین اتفاق است. او نماد شکست در حل مسایل بنیادی است و در نهایت هم خودش را حلق آویز می کند.رد هم مثل اوست با این تفاوت که امید مسایلش را حل می کند.جعبه ای زیر خاک که اندی برایش جا می گذارد او را نجات می دهد. از این لحاظ شخصیت اندی کمی دست نیافتنی است. بیشتر مسایل برایش حل شده اند. شاید بتوان علت را این طور تفسیر کرد:او بی گناه است پس آزاد است و به دنیای بیرون تعلق دارد به همین خاطر است که رفتن برایش مهمترین دغدغه است و با آن مسئله ای ندارد.
یک نکته دیگر هم هست و اینکه اندی بعد از بیرون آمدن زندگی خوشی را دارد ولی در افسانه1900 دوست پیانیست بعد از بیرون آمدن از کشتی شکست می خورد و همه چیزش حتی ساکسیفونش را می فروشد. پس دنیاهای خارج در دو فیلم کاملا» با هم متفاوت و گاها» متضادند.
در کل افسانه 1900 را بیشتر دوست دارم و بیشتر با آن ساکسیفونیست شکست خرده احساس نزدیکی می کنم تا اندی با آن آزادی خواهی افسانه ای اش!

Advertisements

Posted in هنری, شخصی | Leave a Comment »