13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for 15 ژوئیه 2008

شب پایان ندارد

Posted by lord13 در ژوئیه 15, 2008

چند وقت دیدم که پوستر تبلیغاتی فیلم children of men تو تهران دیدم ولی از اونجایی که خیلی اهل سینما رفتن نیستم تصمیم گرفتم dvd اش رو بگیرم و ببینم. فکر نمی کردم خیلی فیلم جالبی باشه چون تقریبا» از اینکه سینما های تهران پخشش می کردند می شد فهمید که چه چیزیه! ولی حسم بعد از دیدن فیلم کاملا» متفاوت بود.
داستان فیلم درباره ی یک آدم معمولیه -تئو- که جوونی اش فعال اجتماعی بوده همون دوران هم ازدواج کرده ولی بعد از مردن بچه ی کوچیکش چنان تغییری کرده که بعد از جدا شدن از همسرش چنان بی رمق شده که فقط الکل براش مهمه. سال 2027 اومده و 18 سال از آخرین فرزندی که روی زمین بدنیا اومده می گذرد. همه جای جهان پر از جنگ و نا امنی شده. دوست تئو – جاسپر – که گریمش او را کمی شبیه به جان لنون کرده هم مثل او بوده او با همسر لال و بی حرکتش در یک مخفیگاه جنگلی و مدرن زندگی اش را از راه فروش ماری جوانا به زندانی ها می گذراند!تئو حتی جهان را غیر قابل درمان می داند حتی قبل از قضیه ی نا باروری ها. وقتی هم از خبر کشته شدن جوان ترین فرد روی زمین به شدت ناراحت هستند به گفتگوی بین تئو و جاسپر توجه کنید:
تئو:»اون هم یک آشغال بود مثل بقیه»
جاسپر:» ولی خب اون جوانترین آشغال بود!»
پیچ داستان آن جاست که این دو باید برای تنها خانم حامله روی زمین تلاش کنند. آن زمان است که می بینیم هر دو چه طور جان خود را در این راه می گذارند. در میانه ی مبارزه هم می دانیم تلاش سر انجام خاصی ندارد ولی باز هم این تلاش ادامه می یابد تا جایی که قهرمانان داستان به هدف خیالیشان می رسند. هدفی که هیچ اثری در ادامه ی تاریک زندگی انسانها ندارد. و این سوال را پس از هر موقعیت از فیلم و خودمان می پرسم که چرا؟ چرا وقتی از قطعیت نتیجه که شکست است یقین دارم باید تلاش کنم ؟چرا باید از ماری جوانا با طعم توت فرنگی و مشروبم بگذرم؟ آیا به دنیا آمدن بچه می تواند پایانی بر تمام تاریکی های دنیای امروز باشد؟

Advertisements

Posted in Uncategorized | Leave a Comment »