13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for 13 ژوئیه 2008

چرا خاتمی از قبل شکست خورده است؟

Posted by lord13 در ژوئیه 13, 2008

یکی از بحث های اساسی این روز ها انتخاب کاندید ریاست جمهوری از طرف اصلاح طلبان است.چون آرا ضعیف و شکننده خواهد بود-مثل دوره قبل که به دور دوم کشیده شد- توافق بر لزوم تک کاندیدایی بودن است.اما چه کسی؟ یکی از جدی ترین پیشنهاد ها خاتمی است.ولی به نظر من حضور خاتمی فقط یک شکست دیگر به علاوه سوختن یک چهره کاریزما را برای اصلاحات به همرا دارد.
خاتمی از معدود سیاسیونی است که مردم هنوز به او لبخند می زنند و دست کم این طور وانمود می کنند.مشابه آن را در آمریکا می توان بیل کلینتون قرار داد یک چهره محبوب به تمام معنا.با وجود رسوایی اش کلینتون هوادارانش را از دست نداده و آن رسوایی هم انگار خدشه جدی به تصویرش وارد نکرده.در این دوره همسر کلینتون-نه خودش- کاندیدای انتخابات درون حزبی بود.هیلاری کلینتون برنامه های جدیدی داشت شخصیت مستقلی از همسرش داشت.یک زن بود و ارای زیادی از جامعه زنان با خود داشت و حتی گفته می شد در شرایط مساوی سوپر دلیگت ها برای اوست ولی او شکست خورد.یکی از چیزهایی که کلینتون رویش حساب باز کرده بود شوهرش بود. وقتی بر حضور قوی و پر نمود بیل در سخنرانی های هیلاری تاکید می شد در واقع استفاده از یک کاریزما را نشان می داد.برگ برنده هیلاری کاری نکرد. حتی تا آخرین ایالت ها هم هیلاری امید داشت و این شاید نشانه ناباوری او بود.مردم نشان دادند به کاریزما اهمیت نمی دهند حتی کلینتون.
شاید تفاوت بین جامعه ایران و آمریکا زیاد باشد ولی گاهی نمایش های یکسانی دارند.مثلا» دو رییس جمهور را با هم مقایسه کنید.بر خلاف ظاهر متفاوت بسیار به هم شبیه هستند.به علاوه شرایط اقتصادی هر دو خوب نیست واز نظر روابط خارجی مردم هر دو کشور نارضایتی نسبی دارند.
به نظر من اگر سران ریسک یک چهره جدید را بپذیرند می توان با برنامه های قوی یک چهره دیگر خلق کرد.

Advertisements

Posted in سیاسی, شخصی | برچسب‌ها: | 2 Comments »

به ارباب نیازمندیم!

Posted by lord13 در ژوئیه 13, 2008

ما به تاج نیاز داریم تا از گذاشتن آن بر سرمان احساس افتخار و قدرت کنیم.برای ساختن این تاج از اولین چیزی که ببینیم استفده می کنیم. گاهی نیازمان به ساختن تاج زیاد می شود وقتی که فکر می کنیم کار مهمی انجام داده ایم. مثلا» زمانی یک نفر را تا حد اسطوره بالا می بریم و آن را به عرش می چسبانیم ولی وقتی از جنبه های دیگر او آگاه می شویم چنان تخریبش می کنیم که انگار حق زیستن هم ندارد. مثالش همین احمد باطبی. که بعضی آن قدر بزرگش کردند که خودشان هم الان زیر این تاج بزرگ در حال له شدن هستند. ما برای هر افتخارمان به یک نماد یا یادبود نیاز شدید داریم. این تفکر یک کشور استعمار زده است.یک جامعه از هم پاشیده.فعالیت های دانشجو های فرانسوی در ماه می 1968 بدون نماد باقی مانده همه جای جهان از آن یاد می کنند هر کس برداشتی از آن دارد. یکی کنده شدن سنگ فرش ها یکی دانشجوی آلمانی الاصل و.. را یک مثال از آن حرکت می داند ولی هیچ کدام آن را محدود نمی کنند.هیچ کدام نمی خواهند یک نماد برای آن پیدا کنند.یک نماد زمینی که روزی بگندد.این یک مورد ساده بود.ما به تاج نیاز داریم که افتخار کنیم و بعد وقتی احساس کردیم آن تاج دیگر قدیمی شده آن را تخریب می کنیم. ما به ارباب نیازمندیم در هر زمینه ای برای هر کاری برای هر چیزی!

Posted in اجتماعی | برچسب‌ها: | Leave a Comment »