13

خوانش انتقادی همه چیز

اقتصاد دینی: تناقضی رفع نشدنی

Posted by lord13 در آوریل 11, 2008

وقتی دین وارد نظام می شود می نوان انتظار داشت که در بیشتر موراد دیگر هم اثرش را نشان بدهد و یکی از مهمترین آن ها اقتصاد است . بعضی ها می گویند باید راه دین را در اقتصاد طوری ایجاد کرد که خرابی ایجاد نکند ولی به نظر من این حرف فقط از دهان کسی بیرون می اید که اصلا» با ذات دین آشنا نیست. دین یک شکل دارد و همیشه این طور است اصلاح و روش هم سرش نمی شود وقتی پایش به اقتصاد باز شود دیگر کارش هم نمی شود کرد.
از سطحی ترین تبعات ورود دین به اقتصاد می توان از محدودیت در برخی تجارت ها صحبت کرد چیز هایی که دین آن ها را ممنوع کرده که اغلب هم تجارت های فوق العاده پر سودی هستند . اما این سطحی ترین بخش ماجرا است چرا که به سرعت نظریات اقتصاد دینی هم اختراع می شوند و توسط نیروهای متعصب هم فشار برای اجرای ان ها بیشتر می شود و مثلا» در شرایطی که ییک اقتصاد دان خصوصی شدن را برای درمان تجویز می کند دین به بهانه ایجاد عدالت از ان جلوگیری می کند این در اصل نخستین جرقه ها برای برخورد دین و عقل است.افرادی که روشی خلاف دین پیشنهاد می کنند به کافر بودن متهم می شوند و متخصصان دینی هم به بی عقلی مشهور می شوند . آن چیزی که در این میان به دست فراموشی سپرده می شود یافتن درمان برای این اقتصاد بیمار است . همین بن بست است که سالها ایران را در بدترین وضعیت نگه داشته است. کشوری که می توانست به پشتوانه ی فروش نفت و گرانی آن در این چند سال به یک غول در منطقه تبدیل بشود حالا مثل پیکر نیمه جان تشنه ای است که در حال خفه شدن زیر آب است.

Advertisements

3 پاسخ to “اقتصاد دینی: تناقضی رفع نشدنی”

  1. mychamber said

    کلاً دین نیاز به یک سیفون در تمام زمینه‌ها دارد. خوشحالم که از اون آلبوم خوشت اومده. خیلی موسیقی عجیبی داره. من خیلی لذت می‌برم.

  2. پوچ said

    کلاً دین و سیاست با هم نمی خونن. حکومت و سیاست هم که بدون هم معنی نداره پس دین نباید وارد نظام بشه. اگه شد میشه همین آشی که 30 ساله دارن همش می زنن

  3. جند روز پيش، پدربزرگم در خانه ما مهمان بود، تلويزيون داشت نماز جمعه قم رو پخش مي‌كرد به امامت «سلطان شكر» مكارم شيرازي، پدربزرگ به محض اينكه چشمش به مكارم افتاد رو كرد به من و گفت اين علما كار خيلي خوبي كردن كه بانك رو حلال كردن، ماجرا اين گونه بود كه پدربزرگم كه خونه‌ش رو اخيراً فروخته پولش رو مي‌خواسته در بانك بزاره و ازش سود بگيره، براي اينكه مشكل شرعي براش پيش نياد از يك شيخي روضه‌خوني چيزي پرسيده بود كه حكم اين كار چيه و اون پاسخ داده كه علما حساب‌هاي بانكي و سود آن را حلال اعلام كردن. خلاصه پدربزرگ من با خوشحالي مي‌گفت كه من پولم رو تو فلان بانك گذاشتم اگر هم مشكل شرعي داشته باشه به گردن علما هست.
    در كشور ما، روش‌هاي علمي درمان اقتصاد تنها زماني قابل اجراست كه سودش ستقيماً در جيب دين‌كاران بره، در اينصورت همان علمايي كه 30 سال پيش مخالف بانكداري بودن و آنرا بانكداري ربوي مي‌ناميدند، امروز تنها با تعويض نامش به بانكداري اسلامي از مواهبش بيشترين بهره رو مي‌برند. و نهايتاً اعمال اين روش‌ها بازم گره‌اي از مشكلات ما مردم عادي باز نخواهد كرد و تنها جيب‌هاي حضرات را چاق‌تر خواهد كرد.
    خلاصه در شرايط احمقانه و خنده‌داري زندگي مي‌كنيم.

برای ورتيگونه پاسخی بگذارید لغو پاسخ

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: