13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for 12 دسامبر 2007

I sometimes wish I’d never been born at all

Posted by lord13 در دسامبر 12, 2007

گاهی از خودم این سوال را می پرسم که آیا خدا از خلقت من هدفی داشته؟ آیا اصلا» آیا من آمده ام تا کاری انجام دهم؟ و وقتی جوابی پیدا نم کنم می گویم آره ای کاش اصلا» نبودم جون برای هیچ کس در این دنیا سودی نداشته ام. شاید در بین نظم و عظمت جهان خلقت من گم شده ام و اشتباهی آمده ام .یک وصله نا جورم و با هیچ سطحی هم رنگ نیستم. نمی دانم شاید خودم باید تلاش کنم ولی آیا تلاش من اثری دارد؟ گاهی قدرت نظم خدا آن قدر بر پشت من سنگینی می کند که کابوس شبانه ام می شود و گاهی از آن باری که برپشتم گذاشته لذت می برم مثل وقتی که در باران راه می رویم و با هم به ترانه زیبایی که می بارد گوش می کنیم. ولی آن مو قع هم گیج می شوم که آیا خدا تو را برای امید دادن به من نفرستاده؟ آیا این هدیه فقط برای این نیست که برای مدتی سوالات ذهن من را کم رنگ تر کند؟

زبانی که خدا به وسیله آن با ما صحبت می کند خیلی سخت نیست ولی به این احتیاج دارد که ساده باشیم مثل سهراب .همیشه به او غبطه می خورم که چه طور از همه چیز جداست ولی همه چیز زیر دست اوست برای او هم جهت وزش باد فرقی ندارد ولی لذت وزش روشنایی را بر صورتش حس می کند.دوست داشتم به جای او بودم و به جای این فضای بسته ذهنم را به آغوش جنگل می سپردم و بر باد می شدم…

*کسی از این دوست ما جناب کربن خبری ندارد؟ دو هفته ای است که بلاگ را بسته و رفته !

Advertisements

Posted in شخصی | 5 Comments »