چرا باید به شایسته سالاری نه گفت!
ارسال شده توسط lord13 در ژوئن 29, 2008
باید با شایسته سالاری مخالفت کرد. برخلاف نام فریبنده ای که دارد یکی از اصلی ترین بلا هایی است که بر سر ما می آید چونکه “هر کس ملاک خاصی برای تعریف شایسته دارد” و این اصلی ترین ایراد است. اوایل انقلاب در تمام ابعاد و کوچک افرادی با ویژگی انقلابی بودن به کار گرفته شدند ملاک شایستگی آن زمان این بود و همین باعث درجا زدن شد باعث هدر رفتن سرمایه های زیادی شد. مثال بزرگش همان راننده ای است که چون راننده ی امام شد توانست به وزارت برسد. کسی که به وضوح تخصصی نداشت حالا به یکی از قرتمند ترین ها تبدیل شده! علت چیست/ همان شایسته سالاری از دید انقلابی ها که فقط پایستگی در راه امام را شایستگی می دانستند.
سال ها بعد رهبر از احمدی نژاد به شدت حمایت می کند و با وجود مخالفت مجلس به او اجازه ی برداشت از حساب ذخیره ارزی می دهد! پس او را شایسته می داند کسی را که همگان به عملکرد غیر عقلانی خود و اطرافیانش ایمان دارند. کسی که خود را در هاله نور می بیند . در حال ربایش می بیند. تازه دست امام زمانش را هم کارهای خود می بیند!
همین متغیر و سلیقه ای بودن شایستگی امروز انتخابات را با چنان بحرانی مواجه کرده. پس به جای شایسته سالری به اجرای قانون درست و دقیق بازگردیم.
ورتيگونه گفت
لرد نازنين، سلام، چقدر فعال شدي پسر، نه كنه قصد رقابت با نيك آهنگ داري
ميخوام با حرفت مخالفت كنم، به نظر من اين مبحث در درون خود دچار تناقض هستش. ببين دوست عزيز، تمام تلاشت در اين پست اين هست كه بگي شايسته سالاري نادرست و اشتباهه چرا كه شايستگي يك مفهموم نسبي و وابسته به شرايط و نوع نگاه هستش، (كاري ندارم كه مبناي بحثت بر پايه مصاديق قرار گرفته و ميشه مصاديقي در مقابل مصاديق مورد نظر تو ارائه كرد) و نهايتاً نتيجه گرفتي كه:
“س به جای شایسته سالاری به اجرای قانون درست و دقیق بازگردیم”
خوب براي بدست آوردن (تدوين) قانون درست و دقيق (بدون وجود شايستهسالاري) بايد چكار كرد ؟؟ اين قانون بايد توسط چه افرادي و چگونه تدوين بشه؟ مسلماً چيزي به عنوان قانون درست و دقيق كه موجودي قائم به ذات نيست. (حداقل در نگاه من كه همه چيز را خاكي و بشري ميدانم/ در نگاه ماوراءالطبيعي ميتوان چنين ذاتي براي قانون درست و دقيق متصور شد، همان نگاهي كه امروز در اين سرزمين با آن سر و كار داريم كه وحي الهي را قانون درست و دقيق ميشمارد)
با احترام
———————————————————————————-
پاسخ من:
برای ایجاد قانون درست به نظر من لزومی ندارد که شایستگان جمع شوند و برای ما قانونی فوق العاده وضع کنند (چرا که حتی اگر مردم افرادی را به عنوان شایستگان انتخاب بکنند آننظر من ها نظرات خودشان را به نام قانون بر مردم تحمیل می کنند در واقع چیزی جز خواست ملت است.از طرف دیگر این انتخاب یعنی آنها از مردم برترند) بلکه ما – مردم – نمایندگانی انتخاب می کنیم که آن ها نه بنا به تفکرات خود بلکه بنا به اراده ی مردمی قوانین را تصویب می کنند. نماینده شخصی است که فقط اراده ی ملت را منتقل کند. من هم مانند تو به قانون زمینی معتقدم و قانون دقیق را قانونی می دانم که تمام مردم خودشان تصویب کرده باشند. توجه کن مردم قانون را ایجاد می کنند یعنی کاملا” زمینی است. این قانون هرگز نمی پذیرد قدرتی مطلقه باشد چرا که مردم هرگز خودشان را محدود نمی کنند. این قانون اقلیت را از بین نمی برد چرا که جزیی از کل مردم است. این قانون عین دمکراسی است.
سالومه شایگان گفت
الآن شایسته سالاری فقط یه معنی میده. آلترناتیو ریش سالاری!
ورتيگونه گفت
“بلکه ما – مردم – نمایندگانی انتخاب می کنیم که آن ها نه بنا به تفکرات خود بلکه بنا به اراده ی مردمی قوانین را تصویب می کنند. نماینده شخصی است که فقط اراده ی ملت را منتقل کند.”
قانع نشدم لرد نازنين،
تبديل اراده مردمي به قوانين همان گرهي ماجراست، چرا كه اراده ملت واضح و مشخص نيست، و اگر اينجور بود ديگه به نمايندهاي نياز نبود. در حقيقت همين تبديل ارادهي ملت به قوانين هم يك امر نسبي است كه هيچ وقت به شكل كامل انجام نميگيره. علتش هم اينه كه با استفاده از هيچ روشي نميتوان ارادهي ملت را به طور كامل بدست آورد. اينجاست كه دوباره مساله شايستهسالاري (كه قطعاً نسبي هست) وارد ماجرا ميشه، ما مردمان سعي ميكنيم بر اساس سلايق و عقايد خود كسي را به عنوان نماينده خود انتخاب كنيم كه آنرا شايستهتر از ديگري (در امر درك و انتقال اراده مردم) ميدونيم. اصولاً مكانيسم انتخاب نماينده بر اساس همان شايسته سالاري بوجوداومده. يعني وقتي كه جمعي به انتخاب يك نماينده براي رسيدن به هدفي دست ميزنن، قطعاً آن نماينده را براي آن هدف شايستهترين ميدونن. (توجه كن به مساله نسبي بودن اين انتخاب و مشروط بودنش به اون هدف)
همين نگاه رو ميشه درباره مثالت احمدينژاد هم داشت. از نگاه من و تو و با توجه به اهدافي كه براي يك رئيس جمهور قائليم احمدينژاد شايسته نيست، ولي از نگاه خامنهاي و با توجه به هدفي كه او دنبال ميكند احمدينژاد قطعاً شايسته است، همانطور كه بسيار ناشايستگان ديگري از نگاه مردم، هنوز هم شايستهترينها براي اهداف حكومت هستند.
ميخوام بگم كه نبايد شايستهسالاري رو زير سوال برد، بلكه بايد شرايطي بوجود بياد كه همگان بتونن آزادانه در انتخاب فردي كه براي هدفي شايسته ميدوننش نقش و سهم داشته باشند.
—————————————————————————————
نظر من:
با تمام این کامنت موافقم.من با فرد شایسته- مثلاگ از نظر انتقال بهتر اراده ی مردم- مخالف نیستم من با شایسته سالاری مخالفم. من با این مخالفم که کسی نظر خودش در مورد اشخاص را تحمیل کند آن هم بدون شنیدن دیگر نظر ها و یا مردود خواندن همه آنهابه دلایل واهی.
در مورد انتخابات آزاد هم تا وقتی جامعه سطح فرهنگش همین باشد نه هیچ کدام انتخابات آزاد را طلب می کنند و نه هیچ کدام انتخاب درستی خواهند کرد.