وقتی امپراتوری شوروی کمونیستی سقوط کرد غرب و به خصوص آمریکا تلاش کرد آن را به نام پیروزی برای خودش سند بزند و تا حد زیادی هم موفق بود ولی به نظر من چیزی که باعث شد شوروی سقوط کند این بود که دیگر ایمانشان به کمونیسم را از دست داده بودند یعنی در دل خودشان معتقد نبودند این شیوه برای رسیدن به قله ها کافیست . کاتالیزور این فرآیند شک بود یعنی مردم شک کردند :آیا مارکس درست می گفت؟
این نشان دهنده این است که مردم شوروی با فهم بودند نه به خاطر اینکه عوامل سقوط شوروی بودند بلکه به این خاطر که عاقلانه – و نه کورکورانه – از ایده های حاکمان استفاده می کردند .نمی دانم این شک درست بود یا نه اما می توانم بگویم خوب بود.
نظام ما هم تا حد زیادی به شوروی شبیه است چون بهجای اینکه کمونیسم را راه سعادت بدانیم اسلام را راهنما می دانیم. مردم به آن اعتقاد داشتند و هنوز دارند – چون هیچ واکنشی از نارضایتی نشان نمی دهند - این جامعه ای است که شک نکرده و شاید تا ابد نکند .شک همیشه چیز جدیدی می سازد ولی همیشه چیزهای خوب از زیر این تیغ سالم بیرون می آیند – اگر با دید عاقلانه بررسی شوند - تنها چیزی که می شود گفت این است که ای کاش شک این محرک تفکر در جامعه ییخ زده ما ظهور کند.