غیر ممکن است یک ایرانی باشید و تصاویر مربوط به انقلاب را ندیده باشید.شعار ها عکس ها راه پیمایی ها همگی بخشی از تاریخ یک ملت هستند همانطور که کوروش بود و دقیقا” همانطور که ما هستیم.اما چیزی که می توان از بین آن حالات فهمید این است که مردم هرچه قدر به فکر سرنگونی رژیم شاه بودند اصلا” به فکر ایجاد رژیم نبودند .به وضوح زمان به سر رسیده بود و شاه دیگر در ذهن عامه و توده های مردم جایی نداشت اما نگاه آن ها به شاه چه گونه بود ؟ آیا - آن طور که امروز سعی می شود گفته شود – مردم از دیکتاتور بودن شاه ناراضی بودند؟ اصلا” از آن آگاه بودند ؟ من در این قضیه شک دارم. ولی یقین دارم که عامه ی مردم هیچ اطلاعی از نظام اینده نداشتند این را حتی از شعار هایشان هم می شود فهمید آن ها بر علیه شاه رای می دادند ولی نمی گفتند چه می خواهند.جالب است که امروز هدف آن ها را آزادی نام گذاری می کنند چون همه می دانیم پس از انقلاب بود که به طرز افراطی جلوی نه تنها مخالفین بلکه دگر اندیشان هم گرفته شد! اگر شاه مخالفان را آزار می داد ما امروز دوستان خودمان را که فقط برای بهبودی کشور می کوشند را در بند می بینیم! این احتمالا” در ذهن هیچ کدام از آن شعار دهنده ها نبود.ولی نباید در دام این فکر بیفتیم که شاه بهتر بود یا امام؟ چون این سوال اساسا” برای انقلاب چی ها مطرح نبود. آنها از شاه متنفر بودند (به هر دلیلی) وبرای مبارزه به یک پشتوانه نیاز داشتند این پشتوانه یا کتاب های مارکس بود یا امام! به همین خاطر در لحظه ی انقلاب هدف آن ها یکی بود.
اینجا بود که امام به عنوان یک سیاستمدار واقعی وارد می شود و با استفاده فوق العاده از حمله به سفارت آمریکا به جهانیان نشان می دهد که یک عده مذهبی انقلاب کردند و دقیقاگ از اینجاست که حذف تمامی دوستان پیش از انقلاب آغاز می شود و همه منافق نام می گیرند حتی چپ ها هم بد نام می شوند.
جالب این نام انقلاب “اسلامی” است که کاملا” با زیرکی گذاشته شده و ناخود آگاه هر روز تاکید هم می شود این یعنی “ما بودیم و هیچ کی نبود” یعنی حذف چپ ها با آن قدرت تسخیر عجیب ذهن های جوان های آن دوره.