13

خوانش انتقادی همه چیز

Archive for ژانویه 25th, 2008

من ایرانی , یک بادکنک هستم

ارسال شده توسط lord13 در ژانویه 25, 2008

1) من شیخ گروپی (هر شباهت لفظی با آقای کروبی را نفی می کنم) هستم کل سال را با بچه محل ها تیله بازی می کنیم البته این چند وقت خیلی حرفه ای شده ام به طوری که 10تیله متوالی برده ام! من اصلا” از سیاست خوشم نمی آید ولی چه کنیم که اگه نباشه نمی تونیم شکممون رو سیر کنیم به همین خاطر مجبوریم حداقل برای تامین مایحتاج اهل و عیال یک پایمان را هم بگذاریم توی سیاست. خدا رو شکر توی ایران سالی یکی دو تا انتخابات برگزار می شه ما هم که همیشه دم انتخابات مثل بادکنک باد می شیم پر از سیاست و کشور داری و حزب بازی و اصلاحات! ولی نمی دونم چرا بعد از اون دیگه چیزی ازش یادم نمی مونه ولمون کن بریم پی تیله بازی مون بابا …

2) من جمشید تیغ کش هستم البته خیلی ها تیغ کش خالی صدایم می کنند من آدم مهربونی هستم می تونید از ننه جمشید بپرسید ! ولی نمی دونم چرا وقتی یک نفر را می بینم که قد قد می کنه مثل بادکنک پر از آب جوش می شم و دارم می ترکم اون وقته که دیگه دست خودم نیست که باید چی کار بکنم اصلا” گر می گیرم و دارم منفجر می شم و تیزی رو که در میارم هیچ چیز حالیم نیست .. تا اینکه بازم توی زندون پیچ برو بچه ها هستم البته وقتی خارج از زندان هستم کارم موسیقیه به خاطر روح لطیفم هم تا به حال چند بار شکست عشقی خورده ام نمی دونم چرا اون لعنتی ها منو تنها گذاشتن آه انگار دارم گر می گیرم…

3) من دانشجو هستم یعنی از وقتی دانشجو شده ام عشق و صفا است ! تو اینجا فقط می گیم و می خندیم یک هفته پیش توی کلاس فلسفه بودیم که داریوش نیم ساعت از زنگ گذشته اومد و از وقتی که نشست کنار من اون قدر جوک تعریف کرد که داشتیم از خنده می ترکیدیم! نمی دونم چی شد که استاد یک هو مثل بادکنک ترکید و ما رو با مشت و لگد بیرون کرد البته جلسه یکی مونده به آخر بود و ما هم آخری رو پیچوندیم. ولی از دیشب یک سره دارم این فلسفه رو می خونم تازه هیچی هم حالیم نمی شه هر چی هم که حفظ کرده ام رفته مخم رو پر کرده جوری که مثل بادکنک داره می ترکه نمی دونم امتحان چی می شه ولی عجب جکی بود …

نوشته شده در اجتماعی, طنز | برچسب‌دار: | 2 Comments »