تعدد زوجات
ارسال شده توسط lord13 در ژانویه 12, 2008
من مرتضی مطهری را وقتی از برخی نکات فرهنگ غرب انتقاد می کند دوست دارم ولی هنگامی که می خواهد از اسلام دفاع کند خیلی ۀسمان ریسمان می بافد که البته طبیعی هم هست چون او با دید علاقه مند به اسلام نگاه می کند.
در کتاب نظام حقوق زن در اسلام می نویسد:
راسل می گوید یک روز صبح برای دوچرخه سواری بیدار شدم و احساس کردم که دیگر آلیس را دوست ندارم …
و مطهری از آنجا نتیجه می گیرد که راسل به راحتی معشوقه اش را رها می کند و دیگری را انتخاب می کند و او را با یک مرد مسلمان مقایسه می کند که نمی تواند به راحتی چنین کاری بکند و آن وقت مسئله تعدد زوجات را شاید توجیه و راه حل عقد موقت را پیشنهاد می دهد.
از نظر من درست است راسل نمی تواند به راحتی خرده بگیرد و تعدد زوجات را احمقانه بداند ولی آیا آلیس هم وضع زن ایرانی را دارد؟ خیر زن ایرانی دیگر یا هوو است یا مطلقه که هیچ کدام صورت خوشی ندارند هر دو تحقیر می شوند چه از سوی خانواده چه از سوی جامعه اما آینده آلیس تقریبا” از طرف هیچ عامل خارجی تهدید نمی شود خب این تفاوت دو جامعه است که به وضوح نشان می دهد در دو جامعه نمی توان یک راه کار را اعمال کرد و انتظار نتیجه را داشت .
نتیجه گیری اینجاست که اگر خواستیم یک مسئله را حل کنیم نه می توانیم از راه حلی که هزار سال قبل اسلام داده (حداقل به آن شکل با متد قدیمی) استفاده کنیم و نه می توانیم کپی از روش غربی را اعمال کنیم ما باید به دنبال راه حل خودمان برای خودمان باشیم
حباب نویس گفت
سلام
متنی که نوشتی منو واقعا به فکر برد، مخصوصا نتیجه گیریت رو واقعا قبول دارم
(درضمن اینم بگم که با عقد موقت به شدت مخالفم ، آخه چه معنی داره که یه دختر برای 24 ساعت به عقد یه نفر دیگه دربیاد
به نظر من این کارا فقط قانونی نشون دادن رابطه ی جنسی قبل از ازدواجه که این وسط یه چیزی ام گیر شیوخ میاد)
خبرنگار گفت
خوب به نظر شما چه بايد كرد؟ كسي كه زوجي دارد و مي خواهد با كسه ديگر هم باشد برود عقد دائم كند؟
mychamber گفت
لطف دارید دوست من. ما هم جبران میکنیم… یعنی میلینکیم.
نتیجه گیری شما هم درست است… اما نمیدونم چرا هیچ کس عمل نمیکنه؟
شبستان گفت
اگه از راه حلهای اوایل اسلام استفاده نمیکردن و کمی مخشون رو به کار مینداختند که الان وضع اینطوری نبود. به شخصه معتقدم یک چندتایی از این شیخا رو زمان عمر و عثمان فریز کردن الان در آوردن!
ققنوس گفت
لرد عزیز و محترم
وقتی به اینگونه تناقضات در باورهایمان برمیخورم یک راست بیاد فیلم «ناصرالدینشاه آکتور سینما» (ساخته محسن مخملباف) میافتم، آنجا که پیرزنی برروی پرده سینما مشغول نخ کردن سوزن است و نمای کشدار مربوطه حوصله همه را سر میبرد و خلایق را به چرت میاندازد. قبله عالم ملیجک را میفرستند به داخل فیلم که به آن پیرزن کمک کند. ملیجک هم میرود و تلاش میکند و نمیتواند سوزن را نخ کند. با بیحوصلگی سوزن و نخ را به پیرزن میدهد و میگوید «مادرجان این سوزن نخ نمیشود. هر دوی مان را سر کار گذاشتهاند».
حالا حکایت همین انتقادها و تعریف و تمجیدهاست. من فکر میکنم قوانین اسلام با قوانین فعلی دنیا همخوانی ندارند. بنظر من هرکس هم که بخواهد ایندوتا را به هم بچسباند هم خودش و هم ما را سرکار گذاشته است. من نمیگویم قوانین اسلام مشکل دارد. شاید قوانین فعلی جهان مشکل دارند. در هر حال این دو با هم همخوانی ندارند. زور که نیست، این سوزن نخ نمیشود.
با تقدیم ارادت
ققنوس