نقل قول هایی درباره بوف کور
ارسال شده توسط lord13 در جولای 31, 2007
- اینها را به طور مستقیم از ویکیگفتاورد گرفته ام و دلیلم این بوده که بیشتر افرادی که به ویکی پدیا می روند دیگر به ادامه آنها در منابع دیگر و ویکی های دیگر مراجعه نمی کنند تازه قبلاً هیچ کدام را نخوانده بودم.نظر خودم در باره نوشته اولی این است که کاملاً مغرضانه و کور کورانه قضاوت شده و دیگر اینکه ایشان از مد در ادبیات صحبت می کند که به نظر من حرف بی موردی است حالا با این گفته می توانید بفهمید چرا مدتها بود که کسی صحبتی از این اثر هدایت نمی کرد در واقع همین افراد موجی به راه انداختند که باعث شد بعضی ها هدایت زده شوند.نوشته دوم یک نوع تفسیر از جنبه دیگر است که غیر روانشناسی است و من بیشتر گفته های آقای شمیسا در داستان یک روح را میپسندم.
- «بوف کور به نظر من تحت تأثیر جنبش معروف سمبولیست های فرانسه نوشته شده، و همچنین البته تحت تأثیر سوررئالیستها، حتی تأثیر فیلمهای سوررئالیستی مثلاً مطب دکتر کالیگاری”، در این داستان کاملأ پیدا است. اولأ سمبولیسم و سوررئالیسم در هنر اروپا، دورهها یا سبک های زودگذر بودند و حالا فقط جنبهٔ تاریخی دارند. منظور من البته این نیست که دیگر کسی حق ندارد به این سبکها چیزی بنویسد. ولی اگر کسی یک چنین چیزی نوشت اگر دیگر صرف اینکه نوشتهاش سمبولیستی یا سوررئالیستی است، عمل را توجیه نمیکند. زمانی که صادق هدایت بوف کور را مینوشت سمبولیسم فرانسوی دیگر از مد افتاده بود ولی سوررئالیسم هنوز زنده بود. هدایت لابد فکر میکرده دارد نوبرش را میآورد. ولی آنچه آورده اگر آنروز هم نوبر بوده، حالا نوبر نیست؛ وسواس ذهنی است که حس تناسبش را از دست داده و تماسش با واقعیت و اوضاع زمانه قطع شده است.»
- نجف دریابندری- مجله آدینه، شماره ۳۷، سال ۱۳۶۸
- «”بوف کور” داستانی است که بهشیوه غیر خطی نوشته شده و خیلیها این زمانها برایشان مشکل ایجاد می کند. اما یک مفهوم سیاسی و تاریخی در دوره انقلاب مشروطه خلق شده که به مفهوم ناسیونالیستی بود، بهاین معنا که زمان گذشته بهایران باستان تعلق میگرفت و اصل شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی تلقی میشد و زمان معاصر یا حال بهایران اسلامی قلمداد میشد که ۱۴۰۰ سال را در بر میگرفت، یعنی معاصر بهمعنای همزمان نبود. این مفهوم از زمان، که یک گذشته باستانی است و یک حال ۱۴۰۰ ساله است که تاریخ انحطاط ایران است، در دوره مشروطیت خلق شد. بوف کور هدایت با همین دو مفهوم سر و کار دارد. روایت اول که در حوالی شاهعبدالعظیم اتفاق میافتد، از نظر معنا و محتوا هیچ ربطی بهایران معاصر ندارد. راوی، در روایت اول سفری را آغاز میکند بهگذشته باستانی خودش که در آن شیفته ایران ِ گذشته است و از زن ایرانی یک تصویری میدهد که همان تصویر ِ دختر اثیری است. تصویر دختر اثیری که در بوف کور میبینیم بهعینه در پروین دختر ساسان آمده که یک نمایشنامه ضد عرب است. راوی در روایت اول در بوف کور در تلاش این است که خاطره گذشته باستانی خودش را از بین ببرد و بهاین نتیجه رسیده است که همه این افتخارات گذشته زیر سیطره اسلام از بین رفته و در حقیقت میخواهد با کشتن دختر اثیری و تکه پاره کردن این خاطرات، از شر این عشق سوزان به ایران باستان نجات یابد.»
- ماشاءالله آجودانی مسئول کتابخانه مطالعات ایرانی در لندن
- «در این کتاب اهمیت هنر به معنی بسیار آبرومند کلمه در نظر من بسیار صریح جلوه میکند»
- رنه لانو
سماع گفت
سلام دوست نادیده ی من
من در سال 79 سخنرانی یک نویسنده و منتقد بوشهری به نام حبیب احمد زاده را شنیدم که دقیقا همین مطلب رو بیان میکرد اتفاقا من با توجه به اینکه اون روزها به قول شما خیلی بوف کور زده شده بودم اون سخن رانی رو ظبط کردم و بسیار ارزنده بود و دید من را در رابطه با بوف کور تغییر داد.
آقای احمد زاده میگفت تاثیرات سورئالیستی و محیطی بر اقای هدایت بسیار زیاد بوده حتی مقایسه های بصری و عینی جالبی هم در این خصوص ارایه داد مثلا تاثیر پذیری هدایت از فیلم های باب آن زمان
آدم خوار معروف درا کولا و غیره ….
راستی جالب اینجاست یکی از این نظراتی که در بالا آمده مال آقای دریا بندری بوشهری است.
وبگردي « ANTI FILTER گفت
[...] نقل قول هایی درباره بوف کور اینها را به طور مستقیم از ویکیگفتاورد گرفته ام و دلیلم این بوده […] [...]